من تا کنون به تشریح پست ها نپرداختم. راستش هیچ انتظار نداشتم چنین عکس العملی از دوستان سر بزند٬ البته اکنون با بررسی مجدد مطلب متوجه شدم که چندان هم دور از تصور نبوده. به همین جهت ...
گل خوشبو:
مطلب بسیار بی مزه و بی ربط بود و هیچ نمود عینی و عملی در خارج از داستان نداشت و در کل این یک داستان ساختگی بود که حتی مورد مشابه آن نیز در واقعیت وجود ندارد.
- این که مطلب به مزاج شما خوش نیامده قطعا به موجب ضعف من در انتقال منظور است.
- بنده متوجه نشدم که شما انتظار داشتید که مطلب به چه چیزی مربوط باشد؟ ممکن است شما منظورتان ربط میان عنوان و متن بوده که آن را در ادامه خواهم داد.
- در مورد نمود عینی یا ساختگی بودنش٬ این یک متن فانتزی به معنای حقیقی فانتزی بود. نیازی نیست که مصداق یا مشابه آن وجود داشته باشد. عنوان به یک موضوع کاملاْ جدا اما بسیار حقیقی اشاره دارد که ممکن است خردترین بخش متن باشد.
۱شیعه:
شنيده بوديم كه طنز براي جلب توجه مخاطب و رساندن مطلب مورد نظر ، نقاطي را برجسته تر و نقاطي را كمرنگ تر مي كند اما خلاف واقع نشان دادن از اخلاق هنري به دور است و من تا حدودي با نظر اول بالايي (نويسنده: گل خوشبو) موافقم
روي هم رفته هنرمند شاعر نويسنده و هر كار فرهنگي در صدد رساندن مفهوم مطلوب به مخاطب خود است و اين كاملا بستگي دارد به اينكه به جهان چگونه مي نگرد آنچه را وجود دارد چطور مي بيند و دوست دارد وضع موجود چه تغييراتي كند (ايده آل).
اگر كسي باور ذهنيش اين باشد كه دين نوعي سليقه است يا مانند مومي در دست ماست و در هر دوره اي به شكل دلخواه مردم آن دوره در مي آيد طبعا هنر و طنز را هم در خدمت همين نگاه به كار مي بندد ؛
اما آن كس كه دين را امري حقيقي و ام الحقايق مي داند ؛ مي داند كه دين كامل سخنگوي رسمي هم دارد و به خوشامدهاي موقت اين و آن تغيير نمي كند ، قلم و هنر را در خدمت آنچه مولا فرموده به كار مي گيرد حتي اگر با آنچه در جامعه رايج است و با ذهنياتش هم جور درنيايد و اين همان موضوعيست كه هم در مورد قمه زني و هم در مورد موسيقي مصداق پيدا مي كند. اگر قمه زني مورد رضاي خدا باشد همه عالم هم كه مسخره كنند تاثيري در آن ندارد و اگر موسيقي مورد غضب الهي باشد همه عالم هم كه گوش بدهند وظيفه ماست كه از همه آنان تبري بجوييم. البته قبول دارم كه صوت حرام را با نشان ندادن منبع ارسال امواج آن نمي توان حلال كرد!
- در مورد خلاف واقع بودن متن٬ بنده مانند دیگر مطالب خواهشمندم که هر فرد خودش با میدان دید خودش سنجشی داشته باشد. در ضمن شما لطف دارید که بنده را در زمره هنرمندان قرار داده اید اما اینها تنها نوشته های ساده از یک فرد ساده است.
- در مورد بحث وسیع روزآوری دین٬ که به صورت کلان در ۲ جبهه به روز شدن دین یا کمال ابدی دین است هم باز هر فرد با دیدگاه خود. اگر هم کسی تمایل به دانستن دیدگاه من دارد با من در میان بگذارد.
- بحث٬ حلال و حرام بودن موسیقی که بستگی به مکتب هر فرد دارد و ما شیعیان نیز باید تابع مرجع خود باشیم. کما اینکه یک مسیحی مجاز است طبق قوانین دین خود هنگام دعا٬ ارگ کلیسا بنوازد.
- دوست عزیز٬ بسیار خوشحال هستم. شما بسیار به من نزدیک هستید. کم پیش آمده بود که دیگران به خوبی مضمون را دریابند چه در این وبلاگ و چه در ...٬ شما به خوبی اصل مطلب را در انتهای نظر خود گفتید.
اینجا بد نیست نقل قولی از ملاصدرا داشته باشم:
تا زمانی که به آنچه که قوانین فرقه خود می نامیم به هر یک از دلایل شرح داده شده * عمل نمی کنیم٬ بحث پیرامون آن قوانین و سنجش آن در مقام مقایسه نشانه ای از جهل ما است.
* دلایل مطرح شده که بسیار مفصل است در چند دسته هستند که به ریشه هر دسته اشاره می کنم:
غرور (احساس برتری فکری داشتن بر قانونگذار - استثنا قائل شدن برای خود در اجرای قوانین - جرات امتنا از عمل به قوانین و ...)
شهوت (لذت ها - مقام دوستی - خیانت و حسادت - تنبلی و ...)
جبر (تغییرات دوران و زمان - انواع جبر جز نوع طبیعی که شامل مواردی مانند: ناتوانی جسمی٬ ناتوانی مالی و ...)
فقر (فقر علم و دانش بر قوانین و نحوه اجرا - فقر زمانی برای انجام تکالیف و ...)