علی آریا | میرزا كوچك خان: روس ها خونسرد هستند اما با ما دوستی گرمی خواهند داشت، انشاالله.|
طبق وعده، به بررسی وضعیت دو كشور ایران و روسیه در جامعه بین المللی می پردازم. همچنین روابط این دو كشور پس از انقلاب اسلامی در ایران را نیز بررسی می كنم.
از لحاظ نژادی باید گفت كه روس ها نسل برادر ما از درجه 3 هستند. به این معنا كه پس از هندی ها كه برادران درجه 1 هستند و آلمان ها كه برادران درجه 2 هستند، روس ها برادران آریایی درجه 3 هستند كه البته از درجه 2 به بعد آریایی به حساب نمی آید. از این رو ما از دیر باز با توجه به نسبت نژادی نزدیك تر ایشان به ما نسبت به نزدیكی اعراب و نژاد یونانیان كه در درجه 5 هستند، روابط بهتری با ایشان اتخاذ نمودیم. این موضوع از انبوه تشابهات فرهنگی و اجتماعی ما پدیدار است. البته به علت تفاوت آب هوا برخی تفاوت ها بسیار چشمگیر هستند. اما به عنوان مثال نزدیك ترین زبان به روسی زبان فارسی می باشد، البته زبان گفتاری چرا كه زبان روسی فاقد حروف الفبا بوده و بعد ها گلچینی از حروف یونانی و انگلیسی با اندكی تغیرات جهت نوشتار استفاده شده است اما تعداد انبوهی از واژگان روسی و فارسی مشترك هستند. حتی فرم دستور زبان روسی بسیار به زبان فارسی تشابه دارد.
با توجه به این مسائل قطعاً ارتباط میان این دو جامعه به خوبی برقرار خواهد شد. البته شما بهتر است برای درك این مطلب به بررسی كشورهای مثل تاجیكستان، مغولستان، گرجستان و ... بپردازید تا تشابهات فرهنگی را به وفور میان جامعه روس و جامعه پرشیا پیدا كنید.
اما روابط سیاسی این دو كشور همواره ستیزه جویانه بوده است. هیچ گاه این دو كشور در صلح حقیقی نسبت به هم قرار نداشته اند. نمونه های خیانت های روسیه به ایران در تاریخ ما فروان است، همچنین تجاوز های این كشور به بخش های شمالی ما. البته در كتاب های ما به علت وطن پرستی كمتر از خیانت ها و تجاوز های ما نسبت به روس ها سخن به میان آمده است. به عنوان مثال در جنگ جهانی دوم پیش از تسخیر بوشهر توسط انگلیس و اجبار ایران برای كمك رسانی به روسیه، ایران این كشور (روسيه) را مورد تحریم قرار داده بود و بازرگانان را از ارسال مواد خوراكی به این كشور منع می نمود تا كار را برای آلمان آسان تر نماید.
اما اینكه چرا بعد از انقلاب ایران باز به روسیه روی آورد، موضوعی است كه تا چندی پیش روشن نبود. اما در این سالها با بستن پیمان های متعدد میان این دو كشور مشخص گشت كه هدف اصلی از نزدیكی به روسیه چه بوده است. شاید عده ای معتقد هستند كه روسیه با سیاست های خود توانسته از ایران باج گیری نماید و مواردی مانند دریای خزر را بهانه می كنند. اما حقیقت امر این است كه پس از فرو پاشی جماهیر شوروی دیگر هیچ یك از جمهوری های مستقل دارای قدرت سیاسی نگشتند. البته این یك اصل كلی است كه حكومت های نو پا دیر به عرصه سیاست مسلط می شوند و همچنین دیر می توانند قدرت سیاسی شوند. با توجه به این موضوع باید گفت كه روسیه با تمام قدرت نظامی و اقتصادی خود فاقد قدرت سیاسی است. حتی این كشور تا كنون نتوانسته از حق وتو خود در سازمان ملل به طور مناسب بهره برداری نماید.
اما از عجایب انقلاب سال 57 ما این بود كه حدود 15 سال بعد ایران بر عرصه سیاسی خود مسلط شد. به این معنا كه به خوبی طرفداران و دشمنان خود را ائم از دولت ها، گروه ها و احزاب شناسایی نماید. به این ترتیب قدم در قدرتمند شدن گذاشت. با وجود اینكه ایران در زمینه اقتصادی و نظامی پیشرفت چندانی نداشت اما حدود 7 سال پیش كم كم دارای قدرت سیاسی شد. در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی ایران طرح گفتگوی تمدن ها را ارائه نمود و سازمانی جهانی پیرامون آن شكل گرفت كه ریاست آن بر عهده ایران بود. در قدم های بعد سازمان كنفرانس اسلامی باز با ریاست ایران آغاز به كار كرد. همچنین دو پیمان نامه اقتصادی بین مللی نیز تشكیل شد هر چند موفقیتی در پی نداشتند. در مجموع ایران بانی چند سازمان جهانی شد و نام خود را بر سر زبان ها انداخت. همچنین دوران خاتمی كه دوران آشتی ایران با اروپا و آمریكا بود موجب گشت تا طرح های زیر ساختی اقتصادی ما كه نیازمند تخصص كشور هایی مانند آلمان و فرانسه بود شروع به اجرا شوند. اما این دوران برای روسیه چندان پر فروغ نبود. چرا كه هنوز بر این باور كاذب بودند كه دارای قدرت سیاسی هستند. حدود 6 سال پیش زمانی كه بحث كاندیدا شدن خاتمی به عنوان ریاست سازمان ملل مطرح شد، روس ها متوجه شدند كه دیگر دارای هیچ قدرت سیاسی در جهان نیستند. مانند فردی كه تنها زور بازو دارد و مسیری برای بهره وری از این انرژی پیش رو نداشته باشد. مانند مسائل افغانستان و عراق، كه با وجود تلاش فراوان روسیه برای جلوگیری از حمله ناتو به این دو كشور و ممانعت از حضور آمریكا در كنار كشورش، حاصلی در پی نداشت.
اینجا بود كه كم كم به سمت ایران مایل گشت تا با ایجاد اتحاد میان ایران و روسیه یك دو قطب قدرت مانند انگلیس و آمریكا در غرب ایجاد گردد. كه انگلیس قدرت سیاسی و آمریكا قدرت نظامی بود. و بعد ها این قدرت نظامی بر قدرت سیاسی چیره گشت. روسیه با چنین تدبیری پا روی تمامی امتیاز ها گذاشت و بار ها پیشنهاد پیوستن به اتحادیه اروپا، ناتو و دیگر پیمان های غربی را رد نمود تا بتواند با آسیایی ها و خصوصاً ایران كه بی تردید امروزه بزرگترین قدرت سیاسی آسیا است هم پیمان شود. البته این طرح تا حدودی هم عملی شده است:
ایجاد مجمع مجالس آسیایی كه معادل همان اتحادیه اروپا است آن هم به ریاست دور ه ای ایران و حمایت حدود 80 كشور آسایی. همچنین دبیرخانه این مجمع در تهران است، به مانند سازمان ملل كه مقر اصلی آن در آمریكا است. با توجه به این موضوع و قدرت گرفتن این سازمان تهران به عنوان مركز آسیا خواهد بود و ایران نیز قدرتمند تر از پیش. در این میان حمایت روسیه از این سازمان به معنای تضمين امنیت مالی و نظامی كلیه طرح ها و برنامه ها می باشد. به این ترتیب روسیه كم كم دارای قدرت سیاسی می شود و به دنبال آن تلاش می كند كه مانند آمریكا كه بر انگلیس مسلط شد، بر ایران مسلط گردد.
البته روس ها از یك موضوع بسیار مهم غافل هستند و آن سازمان مخفی یهود است. البته این سازمان را در یك مطلب جداگانه شرح خواهم داد اما نكته بدانید كه اسرائیل یكی از 4 پروژه این سازمان است. بعداً درباره پروژه های دیگر این سازمان بحث می كنم. اینجا نكته مهم این است كه این سازمان در قدرت گیری آمریكا و تسلط آن بر انگلیس نقش عمده ای داشت، در حالی كه روسیه چندان میانه خوبی با این سازمان و یهودیان ندارد، از این رو هیچ گاه نمی تواند به آن آسانی كه آمریكا بر انگلیس مسلط شد بر ایران مسلط گردد.
در اثبات این موارد كه اشاره شد می توانید مروری بر حوادث چند سال اخیر ایران و روسیه داشته باشید.
سفرهای ولایتی وهیئت های همراهش (نماینده آیت الله خامنه ای) به كشور روسیه.
و ...
سفر پوتین به ایران پیرامون دریای خزر ؟ كه فكر كنم از همه چیز در ان جلسه 6 ساعته صحبت شد به جز مسئله دریای خزر.
و ...
سازمان جدید تاسیس كه ایران و روسیه پدر و مادر آن هستند.
و ...
برگزراری نخستین مجمع قوه قضائیه کشورهای اسلامی در تهران.