تبليغاتX
طنز اما تلخ - سیاسی

حاجی داشت دست نماز می گرفت و در فکر مصالح مملکت بود.

 

رینگ، جینگ، ونگ، رانگ، نینگ، دانگ ... (صدای موسیقی که از تلوزیون پخش می شود)

حاجی: محمد جان بابا، پاشو تا نماز بخونیم.

 

محمد (فرزند 6 ساله حاجی): بابا یه سوال بپرسم بعد نمار بخونیم؟

حاجی: نه بابا، باشه بعد از نماز، همیشه اول نماز.

محمد: باشه.

زن حاجی: حاجی نه شروع کنی نماز ها، بیا اول نهار بخورید. من کار دارم، بعد نماز بخونید.

حاجی: چشم حاج خانوم. خوب بابا چی می خواستی بپرسی؟

محمد: چرا این گلدون های خونه ما آهنگ نمی زنن؟

حاجی با نگرانی: بیا اینجا ببینم، صبحانه چی خوردی؟ تو کوچه کسی چیزی نداد بخوری؟ سر درد داری؟

محمد: نه، من خوبم. اما آخه تو تلوزیون همیشه وقتی آهنگ زنده پخش می شه، گلدون نشون می ده و می نویسه " نوازنده: .... " !

حاجی: خوب؟

محمد: ... من می گم چرا گلدون های ما سنتور و تار نمی زنن. تازه این گلدون که واسه افتخاری ساز میزد هم عوض شده جدیداً درخت جاش نشون می ده.

حاجی: بابا این گلدون ها که خودشون آهنگ نمی زنن، نوازنده می زنه، بعد این گلدون را به ما نشان می دن.

محمد: چرا خودش رو نشون نمی دن؟

حاجی: بابا صلاح مملکت نیست. این سوال را دیگه از کسی نپرسی ها. خصوصاً از عمو سید که میاد. وگرنه خدا اون دنیا می ده جبرئیل آمپولت بزنه !

محمد با ترس: چشم بابا.

حاجی: خانم محض احتیاط به این گلدون های توی حیاط چند روزی آب نده تا خشک بشن، می ترسم محمد به موسیقی علاقه مند بشه و ...

 

پاسخ من به نظرات شما دوستان در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 0:39 توسط م |

احسان ---<

 سال نو مبارک.
سلامت باشید...

+ نوشته شده در یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 5:15 توسط م |

احسان ---<

 

بووووووووووووووووووق، بوق بوق – صدای خطوط مخابراتی

 

مصطفی: حاجی انصافاً اگر این سید هوای ما را نداشت چه کار می کردیم.

مرتضی: آره، خدا خیرش بده، اول ما را آورد رو خشکی، حالا هم که از تو خیابان ما را خلاص کرد.

 

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386ساعت 1:58 توسط م |

به قول وزیر فرهنگ هیتلر، دروغ را باید آنچنان بزرگ گفت که کسی باور نکند که دروغ است. مثل همین پایان یافتن این نوشتار های سرخ و سیاه.

 

احسان ---<

 

آقا چقدر احساس غرور کردیم از پرتاب ماهواره به فضا. حال که ما در کشورمان اقوام لر را داریم که در پرتاب سنگ و کلوخ مهارت خاصی دارند، حیف بود که پرتاب ماهواره را به دست اژنویان می سپردیم. البته هیچ جای تعجب نداشت که دیگران از چنین اقدامی تعجب کنند.

 

وییییییییژ.. ، بوووووووووووووق، ... – صدای خیابان

 

حاجی: بچه ها برید دعا به جون سید کنید که ما را از دریا فرستاد رو خشکی، وگرنه خدا می دونه تا حالا چند تا ناو آمریکایی را منهدم کرده بودیم.

مصطفی با نیش خند: حاجی اینجا گشت زدن دسته کمی از دریا نداره ... !

حاجی: چطور مگه؟

مرتضی با خنده: بهتر هم هست.

بیسیم چی که الان یه کلاش دستش هست: راست میگه، اینجا بهتره.

حاجی: چرا؟

مرتضی: حاجی ما اینهمه تو دریا گشتیم، هیچ پری دریایی ندیدیم. ولی اینجا تو خیابون ها ...

حاجی: استغفرالله، از تو انتظار نداشتم مرتضی، اگر سید اجازه می داد همین جا همه این ها را چادر به سر می کردم.

مصطفی: حاجی نگاه اون دختره کن مانتوش تا 4 انگشت زیر نافش هست.

حاجی با کنایه: تو نافش را از کجا دیدی؟

مصطفی: آخه دکمه های پائین مانتوش بازه حاجی ...

حاجی با کنجکاوی: کجاست این مفسد که می گی؟

مصطفی: تو اون مغازه روبرویی، همون لباس فروشی.

مرتضی: اون ها حاجی، لباس فروشی ثریا، پرده دم درش هست، لباس زیر زنانه می فروشه ...

 

وییییییییژ.. ، بوووووووووووووق، ... – صدای خیابان

+ نوشته شده در شنبه 20 بهمن1386ساعت 0:46 توسط م |

علی آریا | دوگل: اولین شرط یگانگی آن است که انسان با خود بیگانه نباشد.|*

پس از مطرح نمودن مقدمه ای در " طبیعت گرایی 1 " اکنون نوبت به بیان اصول طبیعت گرایی رسیده است، تا روشن شود که مواضع یک طبیعت گرا چگونه و بر چه اساس است.

دسته بندی ها:

جهت سهولت کار بنده شخصاً این اصول را در 3 دسته جای دادم که به ترتیب به آنها بپردازیم. دسته نخست شامل موارد فردی و شخصی است.

اصل نخست: اعتقاد و عمل فرد

اگر به فلسفه ای که ملاصدرا بیان نموده است واقف باشید، می دانید که از نظر وی فلسفه تنها در ترتیب پرسش 2 سوال بوده است و این ملاک سنجش خواهد بود:

. موجودیت          . ماهیت

به عبارت دیگر هستی و چیستی. اما از نظر وی چیستی پس از هستی است که مطرح می شود. چرا که در صورت منفی بودن پرسش نخست دیگر ماهیت آن نیست فاقد ارزش است. البته بعد ها عده ای از فلاسفه این دیدگاه را کور کننده خلاقیت و تفکر به نیست ها دانستند. اما این وارد نمودن اشکال تنها از آن جهت بوده که این فلاسفه از زمره مادی گرایان ابتدایی بوده اند که اندیشه و ماورا را به کل انکار می کردند. چرا که امروزه در مکاتب مادی گرا هم موجودیت اندیشه و ماورا انکار نمی شود. پس فلسفه ملاصدرا نه تنها کور کننده خلاقیت نخواهد بود بلکه مهر تائیدی بر وجود اندیشه است. چرا که تفکرات ما با ماهیت خوب یا بد شناخته می شوند و طبق این فلسفه ابتدا باید اندیشه باشد تا خوب و بد آن تعیین گردد.

طبیعت گرایی نیز در این باب جایگاهی نزدیک به این دیدگاه دارد. انسان باید ابتدا بر اعتقادی استوار باشد، سپس ماهیت آن مورد بررسی واقع شود. امروزه اکثریت افراد در جوامع فاقد اعتقادات روشن هستند و این موجب می شود که به سادگی بتوانند اعمال دلخواه خود را بدون در نظر داشتن اصولی به اجرا بگذارند که نبودن اصول در جوامع موجب هرج و مرج خواهد بود.

 

اکثراً ما در مورد ماهیت اعتقادات با یکدیگر صحبت یا بحث می کنیم. در حالی که باید ابتدا موجودیت این اعتقادات اثبات شود. دلیل وجود یک عقیده در جامعه، عمل معتقدان به آن است. اگر عملی نباشد طبق یک سر رشته گیری ساده روشن می شود که اصلاً عقیده موجودیت ندارد، پس بحث بر روی ماهیت آن کاری عبث و بیهوده است.

به مانند افرادی که اعلام دارند اعتقادات خاص خودشان را دارند، اما از بررسی اعمال آنان هرگز به هیچ عقیده دارای ثباتی نخواهیم رسید. ایشان تنها برای گریز از نظم است که این چنین بیان می کنند. در طبیعت گرایی ما باید خود را با نظام هستی وقف دهیم، حال آنکه این افراد در حال گریز از نظم هستند. پس پیش از هر چیز باید افراد وضعیت عقاید خود را روشن سازند و در یک سر رشته گیری به بررسی اعمال خود و مطابقت آن با عقاید خود بپردازند.

آیا یک مسلمان می تواند .... باشد !

آیا به عنوان یک یهودی می توانید ... را انجام دهید !

آیا همواره در یک موقعیت تصمیم گیری یک دیدگاه دارید که از اعتقاد شما است یا دائماً متغییر است؟

 

این اولین اصل است که شخص باید خود در آن نگرش داشته باشد. دیگران کمک چندانی در این باره به فرد نمی توانند داشته باشند.

در ادامه پس از روشن شدن این موضوع 2 حالت ممکن است:

 

. وجود عقیده: که در آن صورت به اصل دوم خواهیم رفت تا ماهیت آن را بررسی نمائیم.

 

. عدم وجود اعتقاد: فرد باید با بررسی مکاتب اطراف خود در تلاش یافتن اعتقادات خود باشد. و خود را مستلزم عمل به آن نماید.

 

پست بعد مربوط به نکات مبهم این گفتار و پاسخ به پرسش های شما دوستان است. و بعد از به سراغ اصل دوم خواهیم رفت که بررسی ماهیت اعتقادات یک فرد است.

 

*تسبیح هزار دانه، ص 32

+ نوشته شده در چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 0:39 توسط م |

. سعدی شیرازی

خوی بد در طبیعتی که نشست                  نرود تا به وقت مرگ از دست

# حضرت علی

عادت، طبیعت ثانوی است.

## هربرت اسپنسر

سرشت هر کس چیزی جز عادت مکتسبه اجداد او نیست.

### ناپلئون بناپارات

عادت های نیکو بیاموزید که طبیعت شما را به زندگی سعادتمندانه عادت دهد.

#### داروین

عادت یک ویژگی است که در میان تمام موجودات زنده است و خاص انسان نیست.

 

مقصود میلاد | عادت ها

+ نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 13:4 توسط م |

احسان ---<

 

ابتدا باید گفت که بنده هیچ گونه تعهدی در قبال پست قبلی ندارم، این متن یک برنامه مسند رسانه ملی ناریا بود که مستقیماً منتقل گشت.

 

حرف جدیدی نیست، این احسان هم به میزان کافی در این 3 سال کرد آنچه باید می کرد و گفت آنچه باید می گفت. صد البته که اکثر خوانندگان بر باطن مواضع آشنا شدند و مضمون سخن را در حالی که لبخند می زدند دریافتند، اما آنان که نیز چیزی به دندان نگرفتند هم باز از طنز ما شادمان گشتند.

 

 

ایده من این است که پس از 3 سال بهتر است خاتمه بدهم به این نگارش های سرخ و سیاه، و جای را به نگارش آبی و سیاه دهم، چرا که کنون این رنگ است که در دل خوانندگان باید بنشیند و آنان را به هدف نزدیک نماید. به امید روزی که تنها نوشته های سبز و سیاه باقی ماند تا به اوج نمایش برسیم.

 

دوستانه تر:

 

خنده بس است، اکنون بهتر است به تفکر و تعقل بگراییم. پس از امروز احسان نیست شد و تنها علی و میلاد در این بلاگ نگارنده خواهند بود.

 

البته به جهت پایبندی به رسومات ضریب پایبندی به این وعده چندان بالا نیست.
+ نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 12:36 توسط م |